السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
140
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
اينكه ثمرهء آن عذاب است و از نزول رحمت و بركت عقيم است و اين باد در روز قيامت همه شهرها و قلعهها و قريهها را از بنياد بر مىكند و آنها چون شن نرم بر باد مىدهد ، همچنان كه در بارهء قوم عاد چنين شد و خداى متعال فرمود : ( هفت شب و هشت روز نحس بر ايشان وزيد و آن مردم مانند ريشههاى نخل از جا كنده شده بودند [ 1 ] ) . و آن باد مردان و زنان را از جاى بركنده و آنها را به رو بر زمين مىافكند و نيز خانههاى آنها را زير و رو كرد ، بطورى كه خاكسترشان بر باد رفت و همه مبدّل به شنزار شد ، و اين قوم ( ارم ذات المعاد ) ناميده مىشدند به جهت اينكه ستونهايى از كوهها مىتراشيدند و اين ستونهاى عظيم را بر پا كرده و قصرهايى مرتفع مىساختند . كتاب ( احتجاج ) از على بن يقطين نقل مىكند : ابو جعفر دوانيقى يقطين را مأمور كرد چاهى در قصر ( العبادى ) حفر كند و يقطين به حفر آن چاه مشغول بود تا وقتى كه ابو جعفر وفات يافت و هيچ آبى از آن چاه بدست نيامد ، اين مطلب را به مهدى ابلاغ كردند و مهدى فرمان داد به حفر آن ادامه دهند تا وقتى كه به آب برسند ، اگر چه كه لازم باشد همهء بيت المال را خرج آن كنند ، آن وقت يقطين در حفر آن از برادرش ابو موسى كمك گرفت و به حفر آن مشغول شدند تا اينكه سوراخى در پايينترين بخش زمين ايجاد شد كه بادى از آن خارج مىشد و اين امر آنها را به هراس انداخت ، اين مطلب را به ابو موسى خبر دادند و او فرمان داد تا وى را در كنار چاه ببرند و حلقهء چاه چهل ذراع در چهل ذراع بود ، آن وقت ابو موسى در ارابهء دلو مانندى نشست و فرمان داد او را به پايين بكشند و وقتى كه به قعر چاه رسيد و به آن نگاه كرد ، صداى وزش بادى را شنيد و فرمان داد كه آن سوراخ را وسيعتر كنند و مانند در بزرگى محل عبور ايجاد كنند ، سپس دو مرد را در محمل دلو مانندى قرار داد و به آنها گفت : به داخل آن قسمت برويد و هر وقت طناب را تكان دهيد ما شما را به بالا مىكشيم و هر چه ديديد براى من تعريف كنيد ، و چنين كردند وقتى آن دو مرد بيرون آمدند ، گفتند : امر عظيمى مشاهده كرديم ، زنان و مردان و خانهها و ظروف و اثاثى كه همگى به صورت سنگواره مسخ شده بودند ، و زنان و مردان در حالى كه بعضى ايستاده ، بعضى نشسته و بعضى به پهلو دراز كشيده بودند ، لباس به
--> [ 1 ] سوره حاقّه ، آيه 7 .